محمد تقي جعفري
115
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
فعاليتهاى تعليم و تربيتى مانند اشعهء آفتاب است كه از عوامل اصيل روييدن آنها است . اين بذرها كه در نهاد ما بنى نوع انسانى پاشيده شده است ، بسيار ساده و موافق طبيعت اصلى ما است كه فطرت ناميده مىشود و عبارتند از : 1 - اللَّه با اوصاف جلال و جمال مطلقى كه دارد . 2 - نظاره و سلطه او بر انسان و جهان و اين كه خداوند به واسطهء عامل درونى ( عقل و وجدان ) و برونى ( پيامبران و اوصيا و انسانهاى حكيم ) با انسانها ارتباط برقرار مىكند . 3 - هستى انسانى فناناپذير است و مطابق قانون عمل و عكس العمل ، بايستى انسانها آنچه را كه عمل كردهاند ، بعنوان نتيجه و عكس العمل دريافت نمايند . بروز اين نتيجه و عكس العمل سراى ابديت است كه اگر وجود نداشته باشد با هيچ منطقى نمىتوان جهان و زندگى اين دنيا را تفسير و توجيه نمود : روزگار و چرخ و انجم سربسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى ناصر خسرو قباديانى ايمان عبارتست از روييدن اين بذرهاى اصيل و فطرى كه بدون معرفت امكانپذير نمىباشد . ايمان نه تنها از مقولهء تعصب نيست ، بلكه حقيقتى است ضد تعصب اشخاصى كه از عناصر و فعاليتهاى درونى انسانى اطلاعى ندارند ، يا اطلاع آنان بسيار ناچيز است ، گمان ميكنند ايمان و تعصب يك پديده مىباشند ، زيرا هر دو پديده موجب ميشوند كه انسان در نظر و عمل خود مقاومت و پافشارى نمايد . و روى اين تفسير ساده لوحانه تلخىهاى بىايمانى خود را به شيرينى ساختگى مبدل مىسازند و از اين فلسفه بافى بىمعنى ، بىاعتنائى به اصول « حيات معقول » و بىبند و بارى در زندگانى حيوانى را نتيجه مىگيرند اينان اگر فرصتى پيدا مىكردند و لحظاتى چند از تعصب به تفسيرى كه در بارهء ايمان ارائه مىدهند ،